10 هفته گذشت...

دوشنبه 13 شهریور 1391 22:33نویسنده : علی اکبر کبیری

 

سلام دوستان

10 هفته از افتتاح رسمی این وبلاگ گذشته و خدا رو شکر تا حالا 3100 بازدید داشته که این آمار خوبی است...

در ضمن رشد و افزایش بازدید بسیار عالی بوده...

به نوعی که در ابتدا بازدید از سایت تا 4 هفته فقط روزی 10 - 20 بازدید بوده اما به لطف خدا در طی 6 هفته گذشته بازدید ها بسیار بالا رفته و میانگین هر روز بالای 60 بازدید داشتیم .

حتی در یک روز 300 بازدید داشتیم که خیییییلی آمار خوبی است...

 

از شماعزیزان کمال تشکر را داریم....


آخرین ویرایش: - -

 

اگه یه سیب بیفته رو سرت چیکار میکنی؟؟؟

دوشنبه 13 شهریور 1391 22:31نویسنده : علی اکبر کبیری

 
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد جاذبه رو کشف کرد.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد فکر کرد که چقدر بدشانس است و آنجارا برای همیشه ترک کرد.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد آن سیب را نقاشی کرد.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد سیب را بالذت خورد.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد از آن سیب عصاره ای شفابخش ساخت برای اثبات توانگری خویش در آنچه مردم آن را معجزه طب میدانند.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد گفت: این سیب طتوطئن خصمانه دشمن من است. ور فت تا انتقام بگیرد.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد با تنها رمقی که از فرط گرسنگی در دستانش جاری بود سیب را در جیب نهاد . . . برای روز مبادا !!!
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد سفری کرد به دل ذرات نهان سیب تا فلسفه جهان را در آگاهی از پیوند ذرات آن دریابد.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد رفت تا سخاوت سیب را با دوستانش تقسیم کند.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد گفت: تو کمال مطلق یک دانه سیب هستی. و دانه های آن را کاشت تا خاک ، خواب دانه را تعبیر کند.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد سیب را خاک کرد تا نگاه بدبینانه دیگران طراوت سیب را نپژمرد و او اندیشید چه دنیای کینه توزی که حتی درخت را به جنگ با آدمی برمی انگیزد؛ و آن درخت را قطع کرد.
یه روز یه سیب افتاد رو سر یه مرد؛ و آن مرد شعری درباره سیب نوشت: زندگی یک سیب است !!!
و حالا تو . . .
اگه یه سیب بیفته رو سرت چیکار میکنی؟؟؟

آخرین ویرایش: - -

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic